دو قدم مانده به صبح

سلام خوش آمدید

۱۶۳ مطلب با موضوع «یادداشت‌های روزانه» ثبت شده است

هر وقت ایده‌ای به ذهن من خطور می‌کنه word رو باز می‌کنم؛ ایده‌ام رو درش تایپ می‌کنم (که ممکنه تا حدود یک ساعت هم طول بکشه) و بعد اون رو در یکی از ده پوشه‌ای که از قبل در درایو نوشتن تعبیه کردم، ذخیره می‌کنم. هر از گاهی سراغش می‌رم و تا تکمیل نشه منتشرش نمی‌کنم. ممکنه برای کامل کردن یک ایده کلی مقاله بخونم. کتاب بخونم و یا حتی با چند نفر صحبت کنم.
یکی از این ایده‌ها که مدتی دارم در موردش یک مقاله می‌نویسم اینه: چرا ما آدمهای ناراحتی هستیم؟
عمده حرفهای من در اون مقاله 2500 کلمه‌ای شده این 6 دلیل. احسا کردم زیادی درش توقف کردم. تعداد کلمات روز به روز بیشتر میشه ولی من اون رضایتی که باید رو ندارم . لذا با شما در میون میذارم. به لیست زیر نگاهی بندازین و اگر نظری دارید در کامنت اضافه کنید. متشکرم.
 
چرا آدمهای ناراحتی هستیم؟
1. چون با هم صحبت نمی‌کنیم.
2. چون از خودمان غافلیم.
3. چون وقت زیادی را در شبکه های اجتماعی هدر می‌دهیم.
4. چون تحرک کافی نداریم.
5. چون به یکدیگر به نگاه تمسخر و تحقیر نگاه می‌کنیم.
6. چون خودخواه هستیم.

 

  • ۱ نظر
  • ۰۱ شهریور ۹۸ ، ۰۰:۱۹
  • اسماعیل

در زندگی زخم‌هایی هست که مثل خوره در انزوا روح را آهسته می خورد و می تراشد. برای من چیزی که به شدت زخمی کننده است و آنی درست از سرم بر نمی‌دارد این است: «تکنولوژی روز دنیا»

آن چیزی که شما را زخمی کرده است را با ما در میان بگذارید. قسمت کامنت شما را فرا می‌خواند.

دوستان عزیز، این پست طنزه. منظورم اینه که عبارت تکنولوژی روز دنیا که مرتب توی تلویزیون برای هر چیزی تکرار میشه من رو برای یک عمر زخمی کرده.

  • ۲ نظر
  • ۳۱ مرداد ۹۸ ، ۱۴:۲۷
  • اسماعیل

  • ۳ نظر
  • ۰۸ خرداد ۹۸ ، ۱۶:۵۰
  • اسماعیل

اگر از اونهایی هستی که هیچکس نمی‌تونه روی کمکت حساب باز کنه، لطفاً از اونهایی هم نباش که ژست روشنفکرانه می‌گیرن و هی میگن«جامعه‌ی ما....». وقتی خودخواهانه پشتت رو به دیگران می‌کنی و این رو زرنگی و فهم و شعور بالای خودت می‌دونی، چرا وقتی یکی پشتش رو بهت می‌کنه یه دفعه جیغ بنفش سر می‌دی؟

جامعه می‌دونی یعنی چی؟

-------

 

Photo by Joshua Humphrey on Unsplash

  • ۰ نظر
  • ۰۸ خرداد ۹۸ ، ۱۲:۲۶
  • اسماعیل

پرویز شهریاری، چهره‌ی ماندگار سال 84 در ریاضیات است. او البته پیش از اینها چهره‌ی ماندگار خیلی از ریاضیدانان، ریاضی‌خوانان و علاقه‌مندان به ریاضیات در ایران شده بود. هر کس که دبیرستان را در رشته‌ی ریاضیات گذرانده باشد با نام پرویز شهریاری آشنایی کامل دارد. کتابهای وی از دهه‌ی 40 به این سو از منابع مهم آموزش ریاضی برای دانش‌آموزان و دانش‌جویان ایرانی بوده است. وی نه تنها به ما جبر و مثلثات و مشتق و انتگرال آموخته است، بلکه با آموزش نکات تاریخی و غیر تاریخی مختلفی که در مقدمه و لابه‌لای مطالب کتاب طرح کرده است سعی کرده تا فن ریاضی‌ورزیدن را مقدم بر دانش ریاضیات به ما بیاموزد. کتاب‌های او منشاء الهام برای خیلی از ما بوده و هست. هم به ریاضیات علاقه مند شده‍‌ایم و هم آموخته‌ایم که باید تفکر مستقل و انتقادی را در خود پرورش دهیم. از لا‌به‌لای کتابهای اوست که آموخته‌ایم چگونه به یک مسأله‌ی ریاضی بنگریم. چگونه به آن یورش بریم و در نهایت این را هم بپذیریم که همیشه شکست در حل یک مسأله، قسمت مهمی از پیروزی نهایی است.

اصل مقاله را در اینجا بخوانید: پرویز شهریاری

  • ۰ نظر
  • ۰۵ خرداد ۹۸ ، ۲۰:۱۴
  • اسماعیل

موسسه نظر سنجی گالوپ اخیرا در خصوص میزان خشم و اضطراب و نگرانی در بین مردم جهان، آماری منتشر کرده است که ایران از بین یکصد و چهل کشور موجود در لیست مقام پنجم را به خود اختصاص داده. این آمار به این معنی است که میزان خشم و اضطراب در بین ایرانیان بسیار بیشتر از اکثر ملتهاست. روزانه بسیاری از این دست آمارها را در اخبار میشنویم بدون آنکه در آن دقیق شویم و یا اساسا فکر کنیم متدولوژی یا روش شناسی آن چگونه است به عنوان مثال بر اساس داده های آماری چطور تشخیص میدهند که مثلا در نیجریه سطح خشونت بالاتر از ایران است یا بلعکس

اصل مقاله را در اینجا بخوانید: جامعه‌شناسی خشونت

  • ۰ نظر
  • ۰۵ خرداد ۹۸ ، ۱۶:۰۸
  • اسماعیل

خیلی‌ها خاطره نویسی را کاری عبث و بیهوده می‌دانند، همان طور که خیلی‌ها برای وبلاگ‌نویسی هم ارزشی قائل نیستند. اما تحقیق جدیدی که انجام شده است، نشان می‌دهد که اگر اقدامی برای ثبت خاطرات، ایده‌‌ها و اندیشه‌های خود نکنید، این فشار فکری و انبار کردن اسرار یا اطلاعات، با ایجاد جدالی درونی در دو ناحیه مغز، باعث کاهش عملکرد شناختی شما می‌شوند.

ادامه مطلب را در اینجا بخوانید: تأثیرات خاطره نویسی بر روی ذهن

  • ۰ نظر
  • ۰۴ خرداد ۹۸ ، ۲۱:۱۲
  • اسماعیل

چند روز پیش خبری مبنی بر مرگ یک جوان 20 ساله‎ی اصفهانی در یک حادثه رانندگی در افواه عموم دهان به دهان گشت و همانگونه که انتظار ان می‌رفت پای این خبر داغ به شبکه‌های اجتماعی هم کشیده شد. در مطلبی که در خبرگزاری ایسنا منتشر شده است، به نکته‌ی بسیار خوبی اشاره شده است. سؤال من این است که آیا ما هم به نوعی به این مرض مبتلا نیستیم؟ مرض دگرستیزی. 

دکتر سیدحسن حسینی، جامعه‌شناس و استاد دانشگاه در این باره می‌گوید: ما در جامعه دچار اگوییسم یا همان خودخواهی و دیگرستیزی افراطی شده‌ایم و ورود این خصیصه به جایگاه ثروت و قدرت آن را نمایان‌تر می‌کند. همیشه بر این باور بوده‌ایم که درخت هر چه پربارتر باشد، افتاده‌تر است اما در حال حاضر این مفهوم معنایی ندارد. در جامعه‌ای که صاحبان قدرت و ثروت به طور طبیعی به آن چه دارند نرسیده‌اند، به اصطلاح نوکیسه هستند.

خبر را بخوانید: من یک ارباب پورشه‌سوارم

  • ۰ نظر
  • ۰۲ خرداد ۹۸ ، ۲۳:۵۸
  • اسماعیل

وقتی باران باریدن گرفت پاشو از خانه بیرون برو و در خیابان‌هایی که خیس نو شدن شده‌اند قدم بزن. بگذار باران تو را هم تازه کند. 

مطلب کامل را در اینجا بخوانید: بگذار باران تو را هم تازه کند

  • ۱ نظر
  • ۳۱ ارديبهشت ۹۸ ، ۲۱:۳۰
  • اسماعیل

شاید یکی از اصلی‌ترین ویژگی‌های خیلی از ما که باعث می‌شود تا از لحظات زندگی نهایت بهره را نبریم این باشد که به جای اصل موضوع هر چیزی به حاشیه و فرعیات آن توجه می‌کنیم.

اصل این یادداشت را در سایت شخصی من بخوانید: لیوان‌ها می‌آیند و می‌روند، قهوه را به خاطر بسپار 

  • ۰ نظر
  • ۳۱ ارديبهشت ۹۸ ، ۱۷:۵۹
  • اسماعیل

توضیح

بعد از مطلبی که راجع به معادلسازی واژگان توسط فرهنگستان روی وبلاگ منشر شد، یکی از خوانندگان وبلاگ لینک وبلاگ آوای قانون را در کامنت گذاشته و من را دعوت به خوندن مطلب کرده بودند. بعد از خواندن این مطلب نکاتی به ذهنم خطور کرد که مدتهاست درصدد نوشتن‌شان هستم. ولی قبل از آن از شما هم درخواست می‌کنم این مطلب را با دقت بخوانید. خوشحال می‌شوم نظر خود را زیر همین پست بنویسید:

Photo by Faruk Kaymak on Unsplash

  • ۰ نظر
  • ۳۰ ارديبهشت ۹۸ ، ۱۴:۲۶
  • اسماعیل

یک انسان از کجا آغاز می‌شود؟ یا بهتر است بگویم از چه زمانی آغاز می‌شود؟

آغاز هر انسان لحظه‌ای است که به خود بیاید که زندگی علیرغم اینکه می‌دهد و می‌گیرد ولی در نهایت همه چیز را ازت می‌گیرد. ما اساساً چیزی در زندگی به دست نمی‌آوریم، که همه چیز را از دست می‌دهیم. زندگی بازی‌ای که انجام می‌دهی تا برنده‌تر باشی نیست. زندگی فقط عشقی است که نثار می‌کنی. خواه این عشق به تو برگردد یا نه.

نمی‌خواهم وارد بحث احمقانه فرق دوست داشتن با عشق ورزیدن شوم. چون واقعاً بحث احمقانه‌ای است. اصلاً هر بحثی که راجع به تفاوت کلمات بحث کند احمقانه است. آن‌هایی که به وسواس ذهنی دچارند می‌توانند تا ابد به بحثهای این شکلی بپردازند که دوست داشتن اینجوری است ولی عشق ورزیدن آنجوری است. به همین ترتیب همه‌ی کلمات را از مفاهیم واقعی و عینی خالی کنند و به بحث‌های ذهنی و توهمی راجع به فرق بین کلمات بپردازند. شاید آن‌ها عمر جاودان دارند. من ندارم. فقط درک همین نکته که عمر کوتاه‌تر از آن است که به هر بحثی راجع به هر چیزی بپردازم. در عوض به این فکر می‌کنم چقدر قوی‌تر و بزرگ‌تر باشم که همه‌ی چیزهای منفی و آزاردهنده را فراموش کنم. و فقط به این فکر کنم که چطور بیشتر می‌توانم عشق بورزم. البته یک چیز هم هست که آدم‌های رذل را باید از زندگی خارج کرد. نه اینکه در را به روی همه‌ی انسان‌ها بست. باشد که چهارتا انگل از من سوء استفاده کردند. من آنقدر ضعیف نیستم که همان چهارتا خاطره را سر دستم بگیرم و اینور و آنور بچرخم که آری زندگی پوچ است و انسانها رذل هستند و ...

می‌خواهم یک چیز بگویم: قوی باشیم و عشق بورزیم.

Photo by Luke Besley on Unsplash

  • ۰ نظر
  • ۲۹ ارديبهشت ۹۸ ، ۱۰:۴۸
  • اسماعیل

من دیدم شهروندانی غربی رو که در توئیتها و پستهای فیسبوک و اینستای خود خیلی محکم از ایران دفاع میکنن. ولی همین افراد حاضر نیستن کوچکترین اصول ادب رو با یه یک شهروند ایرانی ساکن در کشورهای غربی به جا بیارند.
موضوع ایران یک موضع با کلاس برای آدمهایی شده است که خواهان افاضه فضل هستند. خوشمون نیاد که آدمی که حتی پاش رو تو ایران نذاشته و از شرایط طبقات مختلف این جامعه چیزی نمیدونه از مشکلات ما برای ساخت کردیت و وجه اجتماعی خودش سوء استفاده کنه.
این عزیزان لااقل کاری که میکنن اینه که با یک شهروند ایرانی برخورد مودبانه داشته باشند. وقتی بورسهای تحصیلی دانشجویان ایرانی محدودتر و محدودتر شد هیچ کدوم حتی یک حرکت عملی در این زمینه انجام ندادند.
صحبت از ایران در فضای مجازی جذابه و در عمل پرهزینه. کسانی دوست ایران هستند که برای آزادی اون هزینه بدن.


Photo by Hasan Almasi on Unsplash

  • ۱ نظر
  • ۲۷ ارديبهشت ۹۸ ، ۲۱:۴۰
  • اسماعیل

مادامیکه قدم برمی‌دارید حتی قدم‌هایی به فاصله ده سانتیمتر، یعنی در حال حرکت و پیش‌روی هستید. و مادامیکه در حال پیش‌روی و حرکت هستید یعنی رو به رشد هستید. تنها کاری که باید بکنید این است که روی قدرت قدم‌ها و روی سرعت خود کار کنید. هر روز را با انرژی بیشتری شروع کنید. هر روز کمی زودتر کارتان را شروع کنید و کمی دیرتر دست از کار بکشید. 

چگونه می‌توان نشست وقتی آب‌ها جاری‌اند، روخانه‌ها روانند، موج‌ها و دریاها پرخروشند؟ نشستن سنگ بودن است و رفتن رود بودن. بنگر که سنگ بودن به کجا می‌رسد، جز خاک شدن. و بنگر که رود بودن به کجا می‌رسد، جز دریا شدن؟

  • ۰ نظر
  • ۲۷ ارديبهشت ۹۸ ، ۱۹:۴۰
  • اسماعیل

کسی از شما یک سؤال پرسیده و شما جوابش رو نداید؟ تبریک می‌گم شما یک بازنده هستید. بازنده ترسویی که فکر می‌کند با پنهان کردن دانش خود دست پیش را خواهد داشت. فردی که از شما سؤالی پرسیده دیر یا زود پاسخ سؤال را خواهد یافت و شما برای همیشه وی را از دست خواهید داد. در دنیای که در هر نقطه‌ای از جهان اینترنت در دسترس است و با گوگل کردن هر سؤالی می‌توان پاسخ‌های زیادی یافت، بی‌پاسخ گذاشتن سؤالات دیگران فقط نشانه‌ی این است که یا شما فرد بی‌سوادی هستید، یا شما فرد بی‌مسئولیت و خودخواهی هستید که با عدم به اشتراک گذاری دانش خود تلاش می‌کنید چیزهایی را در انحصار بگیرید. خوب، فکر می‌کنید کسی این‎ها را نمی‌داند؟

Photo by Bud Helisson on Unsplash

 

  • ۰ نظر
  • ۱۳ ارديبهشت ۹۸ ، ۰۳:۲۱
  • اسماعیل

یکی از چیزهایی که به نظر من خیلی مسخره می‌آید توقف ذهنی ما به شکل وسواسی بر روی موضوعاتی متعلق به گذشته است. مسائلی که نه اهمیتی برای اندیشه‌ی ما دارند و نه دلیل تاریخی مهمی برای پرداختن به آن‌ها وجود دارد

یکی از این توقف‌های وسواس‌گونه، پرداختن به حیطه‌ی شخصی نویسندگان و هنرمندانی است که اکنون در میان ما نیستند. اگر اهل ادبیات و هنر هستید، اگر اهل آفرینش ادبی هستید و اگر می‌خواهید بخوانید تا بیشتر بفهمید و دنیای ذهن خود را گسترش دهید، در این صورت به ما چه هیچ ربطی ندارد که مدام نویسنده عاشق کدام شاعر بوده. به ما هیچ ربطی ندارد که کدام عکس در کدام سال گرفته شده و آن را از میان آلبوم عکس‌های شخصی فردی بیرون کشیده و این ور و آن ور به اشتراک بگذاریم.

  • ۰ نظر
  • ۰۵ ارديبهشت ۹۸ ، ۱۳:۴۷
  • اسماعیل

شما چیزی را که می‌خواهید جذب نمی‌کنید، شما چیزی که هستید را جذب می‌کنید. شما چه هستید؟ آدم‌ها چیزی را که می‌دانند بر زبان تکرار می‌کنند. اما در واقعیت، چیزی را که هستند بازتولید می‌کنند. برای بهتر شدن لازم نیست حرف‌ها، لباس‌ها، ظاهر، لهجه و ادا و اطوار خود را تغییر دهید. باید شخصیت خود را تغییر دهید.

  • ۰ نظر
  • ۰۴ ارديبهشت ۹۸ ، ۰۰:۲۲
  • اسماعیل
یکی از اشتباهات تازه متداول شده استفاده از «برای» به جای «مال» است.
اینکه مردم چه فکر می‌کنند که ترجیح می‌دهند از کلمه مال استفاده نکنند به هیچ وجه مهم نیست. چون هر چه باشد اشتباه است.
وقتی می‌گوئیم این خودکار مال من است یعنی مالکیت آن متعلق به من است. نه از این لحظه که از آن صحبت می‌کنیم بلکه از خیلی قبل‌تر از این هم مالکیت آن از آن من بوده است.
وقتی می‌گوئیم این خودکار برای من است یعنی از این لحظه به من تعلق گرفته است. برای همین است که هنگام غذاخوردن می‌پرسیم آیا این ظرف غذا برای من است؟
 
اینکه زمانی به حیوانات خانگی «مال» می‌گفتند به هیچ وجه به خاظر حیوان بودن و الاغ و گاو بودن آن‌ها نبوده است، بلکه به خاطر این بوده که آن حیوانات جزو مایملکات فرد بوده است! همچنین به زمین و خانه می‌گفتند مال و اموال، دوباره به خاطر اینکه از مالکیت صحبت بوده است.
Photo by Mae Mu on Unsplash
  • ۲ نظر
  • ۰۳ ارديبهشت ۹۸ ، ۱۲:۰۶
  • اسماعیل

کسی می‌تواند دیگری را گرم کند که خود ابتدا از درون آتش گرفته باشد 

Photo by Paul Bulai on Unsplash

  • ۰ نظر
  • ۰۲ ارديبهشت ۹۸ ، ۰۰:۴۸
  • اسماعیل
روبه‌رو شدن با ترس‌ها بزرگ‌ترین شجاعت‌هاست
 
Photo by Dani Aláez on Unsplash
  • ۰ نظر
  • ۰۲ ارديبهشت ۹۸ ، ۰۰:۰۲
  • اسماعیل
دو قدم مانده به صبح
آخرین نظرات