ایرانیها بیشتر به دنبال چه برنامههایی برای گوشی اندروید خود میگردند. کافهبازار به تازگی گزارش فصلی خود را منتشر کرده است که نشان میدهد بیشترین کلمات جستوجوشده در این اپلیکیشن چه بوده است.
- ۲ نظر
- ۰۱ آذر ۹۸ ، ۲۱:۱۴
ایرانیها بیشتر به دنبال چه برنامههایی برای گوشی اندروید خود میگردند. کافهبازار به تازگی گزارش فصلی خود را منتشر کرده است که نشان میدهد بیشترین کلمات جستوجوشده در این اپلیکیشن چه بوده است.
شرکت مایکروسافت که مقر آن در ایالت سیاتل آمریکا قرار دارد اعلام کرده است که درباره بهره برداری رژیم صهیونیستی از یک برنامه چهرهنگاری این شرکت برای جاسوسی از فلسطینیها تحقیق خواهد کرد.
مایکروسافت گفته است که میخواهد دریابد آیا شرکت صهیونیستی "AnyVision" که طراح یک نرم افزار مایکروسافت بوده، قوانین آن را زیر پا گذاشته است یا خیر؟
قطعی اینترنت به همه ما لطمه زده. آمار دقیق ندارم ولی قطعاً چیزی حدود بیست میلیون کسب و کار اینترنتی داریم که در این روزها از کار بیکار شدن.
خیلی از این کسب و کارها جوان و نوپا هستن. و طبیعتاً یک روز هم براشون یک روزه!
اینترنت قطعه و راه درآمد ما سد شده. اما در مقابل نه بانکها برای قسطهاشون به ما فرجه خواهند داد و نه بقیه هزینههای زندگی صب میکنن تا اینترنت وصل بشه.
در این میان چند نکته هست که باید به دقت بهشون توجه کنیم.
اگر همه نویسندگان تعداد صفحاتی که میخوانند از تعداد صفحاتی که مینویسند بیشتر باشد، شاهد نتایج و ثمره بهتری خواهیم بود.
عضو شورای سیاستگذاری بیست و هفتمین هفته کتاب جمهوری اسلامی ایران با تاکید بر اینکه آمار مطالعه به لحاظ کیفی خوب است، گفت: مردم در جستجوی کتابهای پُرمحتوا هستند.
ابراهیم زاهدی مطلق افزود: مهم است که بخواهیم سرانه مطالعه را به لحاظ کیفی بررسی کنیم و این در حالیست که اغلب آماری که اعلام میشود به لحاظ کمی است.
وی با بیان اینکه مطالعات مردم نسبت به گذشته کیفی شده است، اظهار داشت: ذائقهی مردم و انتظارشان از نویسندگان و انتشاراتیها افزایش پیدا کرده و دیگر کتابهای سطحی را خریداری و مطالعه نمیکنند.
۲۱ نوامبر ۱۹۹۰ میلادی اعلامیه پایان جنگ سرد به امضای سران ۲ ابرقدرت مطرح آن زمان یعنی شوروی و آمریکا رسید به طوری که پس از این واقعه تا فروپاشی شوروی، جنگ سرد میان این ۲ ابرقدرت در جریان بود. جنگ سرد به عنوان اصطلاحی جدید از اوایل دهه ۱۹۵۰ وارد دایرهالمعارف دنیای سیاست شد؛ نزاعی که برای گسترش نفوذ سیاسی و اقتصادی میان ۲ ابرقدرت آغاز شد و برخلاف دیگر جنگها، گلولهای از اسلحه نظامیان ۲ طرف شلیک نمیشد و در مقابل، جدال ۲ ابرقدرت به رقابتی ویرانکننده در تمام عرصهها تبدیل شده بود.
«آلفرد کینزی» زیستشناسی بود که به واسطه پژوهشهای جنجالی خود در دهه ۱۹۴۰ و ۱۹۵۰ به پایهگذار رشته سکسولوژی مشهور شد. مطالعات او روی مسائلی مانند ارگاسم، خودارضایی و همجنسگرایی موجب تابوشکنی و رواج آزادی جنسی در آمریکا شد. هر چند پژوهشهای کینزی روی جامعه آماری نامشخص و بعضاً غیرمعمول ـ مانند قاتلان زندانی یا کودکان ۵ ماهه تا ۱۴ ساله ـ انجام گرفت و او هرگز حاضر نشد یافتههای خود را روی یک جامعه آماری ۴۰۰ نفره مجدداً اجرا و اثبات کند!
نشریهٔ تایمز به سیاق دیگر نشریات معتبر جهان، لیستی از بهترین فیلمهای دههٔ اخیر (۲۰۱۰ تا ۲۰۱۹) زده است؛ لیستی جالب توجه که در آن از فیلم آلمانیِ «ققنوس» به کارگردانی کریستین پتزولد تا فیلم اکشن محبوب «جان ویک» به چشم میخورد. ویدیوی تایمز در معرفی ۱۰ فیلم برتر دههٔ ۲۰۱۰ را با زیرنویس فارسی هفدانگ تماشا کنید. www.hafdang.com
برتراند آرتور ویلیام راسل (زادهی ۱۸ می ۱۸۷۲ – درگذشتهی ۲ فوریه ۱۹۷۰). ریاضیدان، منطقدان و فیلسوف بریتانیایی بود که آثارش در مورد تحلیل منطقی، فسلفهی قرن بیستم را تحت تاثیر قرار داد. برتراند راسل که موفق به کسب جایزهی نوبل نیز شد، در گفتاری کوتاه با عنوان «چگونه از عقاید احمقانه بپرهیزیم؟»، به روشنی به آسیب شناسی آفات تعصب، جزم و جمود، پیشداوری و …. در باورهای آدمی میپردازد. برای پرهیز از انواع عقاید احمقانهای که نوع بشر مستعد آن است، نیازی به نبوغ فوق بشری نیست. چند قاعدهی ساده شما را اگر نه از همه خطاها، دست کم از خطاهای ابلهانه بازمیدارد.
به قلمرو هم احترام بگذاریم.
شما را نمیدانم، اما من آدم دقیقی هستم و حافظهی خوبی در تمام مسائل مربوط به خودم و دنیای اطرافم دارم. شاید بر حسب تجربه و ملاحظهکاری که دارم خیلی چیزها را به روی خودم نیاورم، ولی این به معنای این نیست که متوجه امور اطراف خودم نیستم. زمانی شما نسبت به رفتار کسی بی اهمیت میشود که وی را از دایرهی نزدیکان و آشنایان مهم خود بیرون انداخته باشید. زمانی در جایی چیزی خواندم که هر انسان قلمرو خود را به طور ناخودآگاه به سه ناحیه تقسیم میکند: ناحیهی خویشتن (self)، ناحیهی اقوام و عزیزان، و ناحیهی آشنایان مهم و دوستان نزدیک. بالاخره جایی هم هست که خارج از این ناحیه: کل جامعه، و آن جایی است که کسانی قرار دارند که شما نسبت به رفتار آنها هیچ اهمیتی قائل نمیشوید.
در ناحیهی خویشتن، فقط خودتان حضور دارید. حتی عزیزترین فرد زندگی شما هم خیلی به این ناحیه ورود نخواهد یافت مگر اینکه با فرد بیشعور و متجاوزی طرف باشید که سعی در تجسس روحیات و خصوصیات شما داشته باشد تا بلکه کنجکاوی بیمار گونهای که معمولاً ممکن است از ترس ناشی شده باشد را سیراب کند، و یا تلاشی داشته باشد در جهت کنترل شما! ما همه با این دسته از افراد آشنا هستیم. جایی هست که فقط مختص به من است و به هیچ وجه کسی غیر از خودم را راه نخواهم داد. این ناحیه برای همهی افراد وجود دارد. هر چه فشارهایی که به این ناحیه وارد میآید بیشتر باشد و شما بیشتر احساس ناراحتی کنید، زودتر آستانهی تحمل شما در هم میریزد. لذا باید ملاحظه افراد را داشته باشید و نگذارید که آستانهی تحملشان در هم بریزد. به اصطلاح نگذاریم «کاسهی صبر کسی لبریز شود». چرا که در این صورت «خود کرده را تدبیر نیست» و اگر خشم و پرخاشگری و یا انکار و پس زدن و طرد شدن و یا هر واکنش دیگری در پاسخ تجاوز روحی دریافت کردیم، نباید گلایهمند باشیم. پس قبل از اینکه کسی سر ما فریاد بکشد و یا به کلی ما را طرد کند مواظب رفتارهای خود باشیم. به موقع از احوال آدمها بپرسیم و به موقع بگذاریم در حریم خلوت خود به روحیات خود بپردازند. درک این نکتهی ظریف که چه زمان وقت مناسبی برای احوال پرسی و چه زمان وقت آزاد گذاشتن کسی است، کلید موفقیت خیلی از رابطهها و شکل گرفتن عشقها و دوستیهای عمیق است.
یادگیری کودکان وقتی به بهترین شکل اتفاق میافتد که با بدن خود درگیر جهان خارج شوند
امروزه روز، تمام ابعاد زندگی ما با اینترنت عجین شده است. حتی میتوان گفت دیگر تقریباً هیچ کاری را نمیتوان بدون اینترنت انجام داد. در این میان اما، مانند هر مخلوق بشری دیگری، اینترنت هم محل بحث دارد که آیا تمام کارکردهای آن مفید هستند؟ آیا باید از ورود آن در هر قسمت از زندگی فردی و اجتماعی خود استقبال کنیم؟ مهمتر از آن وسایلی هستند که با آنها اینترنت را دریافت میکنیم. به این بهانه که اینترنت همه جا نیاز است، کامپیوترهای شخصی، تبلتها، لپتاپها و گوشیهای تلفن همراه همه جا با ما هستند. البته همهی ما میدانیم که تنها کارکرد این وسایل دریافت اینترنت نیست، آنها کارکردهای مثبت و منفی دیگری نیز دارند.
همه توافق داریم که بشر روزگاری غارنشین بوده است. اما اغلب فکر میکنیم این دوران غارنشینی خیلی زود و در همان عنفوان جوانی تمدن پایان یافته است. در واقع همگان بیرون آمدن فیزیکی بشر از درون غار و پا بر روی زمان نهادن وی و شروع زندگی در محیط بیرون، ابتدا به صورت کوچ از نقطهای به نقطهای دیگر و به مناسبت فصلهای سال و نیازهای بشر و سپس به صورت یکجا نشینی در کنارهی رودهای پر آب و زمینهای حاصلخیز مانند سرزمین میان دو رود را نشانه پایان دوران غارنشینی و آغاز تمدن بشر میدانند.
فرقی نمیکند سال نو میلادی باشد یا سال نو خورشیدی، فرقی نمیکند شب چله باشد یا جشن هالووین، فرقی نمیکند ولنتاین باشد یا جشن اسپندارمزگان. در هر صورت حجم زیادی عکس و نوشته و کپشن در شبکههای اجتماعی منتشر میکنیم. چند نکته در این خصوص قابل ذکر است:
چیزی که ایرانی نیست، بنا بر دلیلی تاریخی ایرانی نیست! بنا به تصویب و تصمیم کسی ایرانی با غیر ایرانی نشده است. لذا خیلی خنده دار است که به زور میخواهیم کریسمس را جشن بگیرم و خوشحال باشیم. اینکه آداب و سنن دیگر ملتها برای ما قابل احترام باشد، یا اینکه در کشوری غربی زندگی کنیم و بنا بر اقتضای محیطی که در آن زندگی میکنیم با شادی مردم آن سرزمین همراه و همدل باشیم، البته که بحث متفاوتی دارد. اما این اجبار به جا انداختن چیزی که متعلق به فرهنگ و تاریخ ایران نیست صرفاً یک لجبازی تهی از تفکر است.
هنوز هم کسانی که رویاهای بزرگ دارند و میخواهند به آنها جامه عمل بپوشانند، وبلاگ نویسی را عملی جدی میپندارند و در طول روز ساعاتی را به خواندن و نوشتن میپردازند. در جایی که نسلی بعد از این نسلی بر سر کار آمدند که تجربه آنها از وب، فقط شبکههای اجتماعی بوده است. و البته اینها حتی این شانس را نداشتهاند که دنیایی را تجربه کنند که در آن نوشتن و خواندن و حتی روزمره ترین اعمال بشر، چه نامهای اداری و چه نامهای عاشقانه با بوی کاغذ توام بوده است. طبیعی است که آدمهایی را ببینیم که نه برنامه نویسی میدانند و نه از مسائل سیستم عامل و دیگر چیزهای مرتبط سر در میآورند و نه از نوشتن و خواندن و جستجو!
انسان از آنجایی آغاز شد و خط و ربط خود را با دیگر موجودات کرده زمین جدا کرد که مفهوم مرگ را درک کرد.
انسان همیشه به مرگ اندیشیده است و از این رو «فرهنگ مرگ» در تمام تمدنها وجود دارد. مومیایی کردن، به خاک سپردن، یا جنازه را به فراز کوهی بردن تا توسط پرندگان به نوعی به طبیعت بردن، انداختن آن به رود سِند و یا به آتش کشیدن مرده، هر یک انعکاسی از فرهنگ مرگ در یک جامعه است و اینکه آن جامعه چگونه میزید که اینگونه به مرگ فکر میکند.
به قول آن کتاب که میگوید «زندگی دوم تو وقتی آغاز میشود که میفهمی یک زندگی داری».
زندگی با مرگ آغاز میشود.
انسان با مرگ آغاز میشود.
در اینجا چندتا مقاله در مورد اهمالکاری، تنبلی و اتلاف وقت آوردم که امیدوارم از خوندشون لذت ببرید.
این مقالهها با لحنی ساده و روان نوشته شدهانو سعی بر این بوده که نکات مهمی رو با زبانی غیر فنی درش توضیح بدیم.
خیلی ساده بگم، خودمون میدونیم یه مرگیمون هست که زندگی به این ارزشمندی رو هدر میدیم. ولی یکی باید باشه تا از بیرون و با زبونی که مثل زبان خود ما هست اینها رو به ما بگه.
یه بار که یکی حرف دل ما رو به زبون میاره ما بهتر باهاش ارتباط برقرا میکنیم.
هم با اون حرف و هم با اون آدم.
حالا از گوینده که بگذریم، ارتباط برقرار کردن با حرفی که به نوعی به واقعیت ما هم بستگی داره خیلی مهمه.
امیدوارم از خوندن ایت مقالهها لذت ببرین.
باشه انجام میدم و هیچ وقت انجام نمیدم
بعداً وجود نداره، بعداً چای سرد میشه، بعداً آدم پیر میشه، بعداً زندگی تموم میشه.
در سال ۱۹۶۴ یک شب خانم جوانی در آمریکا مورد حمله یک دزد واقع شد. او زخمی شد و دزد فرار کرد. این خانم بیش از ۳۰ دقیقه درخواست کمک می کرد؛ ولی هیچ کس به او کمک نکرد. این خانم بر اثر جراحات وارده فوت کرد. پلیس پس از بررسی متوجه شد که در آن نیم ساعت ۳۸ نفر شاهد ماجرا بودهاند ولی هیچکس اقدامی برای کمک نکرده است. پس از این واقعه تلخ دانشمندان ارتباطات اجتماعی شروع به بررسی موضوع کردند که چرا هیچ کدام از حاضران با دیدن وخامت اوضاع حاضر به همکاری نشده است؟ چرا هیچکس به خانم کمک نکرد؟ آیا تمام شاهد آن سنگدل بودند؟ آیا ترس باعث بی تفاوتی آنان شد؟ تحقیقات گسترده در این زمینه آغاز شد که بعدها «اثر نظارهگر» نام گرفت.
اثر نظارهگر به زبان ساده میگوید: هر یک از این افراد به این دلیل دست به اقدامی نزدند چون تصور میکردند فرد دیگری وارد عمل خواهد شد.
یادگیری انگلیسی یک تجربه آشنا برای همه ماست. یا الان داریم زبان یادمیگیریم یا یه زمانی سعی داشتیم زبان یادبگیریم. حالا این یادگیری زبان، با کلاس رفتن باشه یا خودآموز، به هر حال مسأله زبان برای ما ایرانیها یک مسألهی همیشگی هست. حالا میگم چرا.
شاید هم اینکه شما جزو اون دسته افرادی باشی که میخواهی یادگیری زبان رو شروع کنی! و این «یه روزی زبان رو شروع میکنم» الان شده چند سال و شما هنوز یادگیری زبان رو شروع نکردی.
البته این وسط یه تعداد هستن که زبان رو یاد میگیرن و ازش استفاده میکنن. اونهایی که بعد از چند سال کلاسِ درس و مشق و مدرسه نتونستن زبان یادبگیرن، بالاخره باید چه کار کنن؟
قبلاً یه نوشته داشتم به این موضوع: بیشتر از همه پول میدهیم اما کمتر از همه زبان بلدیم. حالا میخوام یه مقدار بیشتر راجع به این موضوع صحبت کنم.
من آدم صبوری هستم و هیچ وقت نیازی ندیدم با آدمهای اطرافم وارد بحث بشوم. هر وقت مطلبی خلاق افکارم میبینم، خیلی راحت از کنار آن میگذرم. ولی چیزی هست که این روزها به شدت روی اعصاب من است. شاید شما هم مثل من این تجربه را داشته باشید، شاید هم هنوز نه!
بازاریابهای شرکت نیوشا در شبکههای اجتماعی طوری عمل میکنند که مثابه دقیق ایجاد مزاحمت است. هم رفتارهای مزاحمت آمیز و اصرار به اینکه حتماً در «مسنجر» حضور یابند و خیلی صمیمی و بیمقدمه و با لحنی طلبکارانه به تبلیغ کار خود بپردازند. و حرفهای تکراری در مورد «گیاهان دارویی» که بیشتر به یک مکتب عرفانی جدید میماند؛ همه روی هم خیلی آزار دهنده و بیشتر شبیه یک ضد تبلیغ است.